سینما، آینه تمام نمای روایتها

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ 21 شهریور در تقویم فرهنگی ایران، نقطه عطفی برای پاسداشت هنر هفتم است. روزی که یادآور نفسهای نخستین دستگاه سینماتوگراف در سال ۱۲۷۹ شمسی است. این روز که سالهاست به طور رسمی در تقویم ملی کشور با عنوان روز سینما ثبت شده، امسال با حال و هوایی خاص در موزه سینما و با برنامههایی نظیر نمایش نسخههای مرمتشده از آثار ماندگار علی حاتمی و داریوش مهرجویی گرامی داشته میشود. همچنین در اقدامی نمادین برای مردمیسازی این مناسبت، بلیت سینماهای سراسر کشور از ۲۰ تا ۲۲ شهریور به مدت سه روز نیمبهاست.
روز سینما، فرصتی برای واکاوی عمیق کارکردهای این رسانه در بازنمایی هویت ملی از سویی و رویارویی با هجمههای روایتهای سینمایی قدرتهای بزرگ از سوی دیگر است.
سینمای دفاع مقدس سالهای اخیر با چالشهایی مواجه شده است
سینمای دفاع مقدس؛ از درخشش تا تکرار
سینمای دفاع مقدس، بیشک یکی از درخشانترین ادوار تاریخ سینمای ایران است. این گونه، در اوج جنگ تحمیلی نه تنها به ثبت حماسهها پرداخت، بلکه با خلق آثاری ماندگار، به بخشی از حافظه جمعی ملت ایران بدل شد. فیلمهایی همچون «پرواز در شب» رسول ملاقلیپور که روایتگر ایثار گردان محاصرهشده است یا «دیدهبان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا که در آن مقاومت و دیدهبانی در برابر قطع ارتباط با نیروها به تصویر کشیده شده، ازجمله آثاری هستند که با تکیه بر باور و شجاعت، مخاطب را به عمق دفاع مقدس بردند.
«مهاجر» و «از کرخه تا راین» ساخته حاتمیکیا، اوج درخشش این گونه هستند؛ اولی با پرداختن به عملیاتهای شناسایی با پهپادها و دومی با روایت تلخ و انسانی جانبازان شیمیایی که برای درمان به آلمان میروند. در دهه ۹۰ نیز این مسیر با آثاری همچون «چ» ابراهیم حاتمیکیا با محوریت شهید چمران و «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان که با ساختاری مستندگونه، روایتگر زندگی شهید بروجردی بود، تداوم یافت و حتی «شیار ۱۴۳» نرگس آبیار، از زاویهای متفاوت به انتظار و ایثار مادرانه پرداخت. این آثار، نه فقط فیلمهایی درباره جنگ، بلکه درسنامههایی از هویت و مقاومت بودند.
سینمای دفاع مقدس سالهای اخیر با چالشهایی مواجه شده است. کلیشهای شدن روایتها، تأکید بر برخی وقایع و کمرنگ شدن احساسات میهنپرستانه در کنار غفلت از پرداخت به نقش سایر نیروهای مؤثر در جنگ، ازجمله نقدهایی است که به برخی آثار جدید این گونه وارد شده است، هرچند هنوز هم آثار تاثیرگذاری همچون «منصور» و «تک تیرانداز» به زندگی فرماندهان و تأثیرگذاران دفاع مقدس می پردازد و این گونه را از زاویه دیگری به تصویر می کشد.
سینما، سنگر نبرد روایتها
رسانههای بینالمللی مانند گاردین، تایمز و فایننشال تایمز نیز همگی به صراحت از ایران به عنوان محور بحران ابتدای داستان نام بردهاند
در سوی دیگر این میدان، هالیوود و صنعت سینمای غرب به عنوان ابزاری هژمونیک برای جنگ روایتها علیه جمهوری اسلامی ایران عمل میکنند. پژوهشها نشان میدهد پس از انقلاب اسلامی، آمریکا با بهرهگیری از قدرت نرم، ستون فقرات جنگ خود را بر تخریب چهره ایران در افکار عمومی جهانی و به وسیله سینما متمرکز کرده است.
در تازهترین نمونه، سریال آخرالزمانی «سیلو» که داستان بقای انسانها در زیرزمین را روایت میکند، در فلاشبکی ۶ دقیقهای و بیسابقه، ایران را عامل پرتاب بمب کثیف به آمریکا معرفی میکند که به آغاز جنگ جهانی سوم و نابودی کره زمین منجر شده است. این روایتسازی، نه اتفاقی هنری، بلکه بخشی از نقشه راه رسانهای است که ایران را به عنوان تهدیدی وجودی و غیرمنطقی برای جهان تصویر میکشد.
جزئیات این روایتپردازی در فصل سوم «سیلو» نشان میدهد بمب کثیف در واقع سلاح نانویی ایرانی بوده و آمریکا با پرتاب بمب اتم از تونلی ۷۵ مایلی که از ترکمنستان حفر شده، به تأسیسات ایران پاسخ داده است. در این میان، یک خلبان اف-۳۵ آمریکایی به عنوان طعمه قربانی شده تا تواناییهای ایران را محک بزنند. این همان جنگ هژمونی بر سر معناست که در آن، سینما به جای هنر، به سلاحی راهبردی برای تغییر ذائقه عمومی و مشروعیتبخشی به اقدامات خصمانه علیه کشورمان تبدیل شده است.
جالب آنکه شبکههای معاند که همیشه راوی دروغ بوده و حقیقت را سرمی برند هم با این روایت ها همراه شده اند و گروهی دیگر نیز این شباهتها را در چارچوب اقتباس از آثار آخرالزمانی تحلیل کردهاند.
رسانههای بینالمللی مانند گاردین، تایمز و فایننشال تایمز نیز همگی به صراحت از ایران به عنوان محور بحران ابتدای داستان نام بردهاند.
جای خالی روایتهای متقابل؛ از نگاه رهبر شهید انقلاب
فاصله عمیق بین تولیدات فاخر سینمای دفاع مقدس و ضعف در ساخت روایتهایی که بتواند پاسخگوی جنگهای ترکیبی و رسانهای امروز باشد، به وضوح احساس میشود. در حالی که دشمن با بودجههای کلان و فناوری روز، به روایتگری علیه هویت ایرانی میپردازد، سینمای ما در حوزه بینالملل نتوانسته است با زبان هنر، روایت خود از انقلاب، استقلال و مقاومت را به خوبی به جهانیان عرضه کند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی سالها پیش با نگاه نقادانه و راهبردی خود، دقیقاً بر همین نقطه تأکید داشتند و در سخنرانیهای متعدد، هم به کارکرد راهبردی سینما و هم به جای خالی آثار فاخر در تراز انقلاب پرداختند. ایشان سینما را نه سرگرمی، بلکه نیاز و ضرورت کشور و هنر بسیار برجستهای میدانستند و عنوان کردند، «کلید پیشرفت کشور، به میزان زیادی دست سینماگران است». به باور ایشان، سینما همچون دانشگاه عمومی و یکی از مدرنترین، کارآمدترین و جذابترین وسایل انتقال مفاهیم به شمار میرود که میتواند در شکلدهی به افکار عمومی و هویتسازی نقشآفرینی کند.
در نگاه ایشان، سینما و تلویزیون سنگر اصلی مقابله با جنگ نرم و ابزاری راهبردی در جنگ شناختی علیه ایران هستند. ایشان در عبارتی گویا و هشداردهنده فرمودند: شما میتوانید این نسل را نسل پیشرونده، امیدوار، پرشوق و معتقد بار بیاورید؛ همینطور میتوانید این نسل را شرمنده، پشیمان و ... بار بیاورید.
این جمله، بهخوبی قدرت دوگانه سینما را در ساختن یا تخریب هویت ملی و مقابله با روایتهای دشمن نشان میدهد و بر ضرورت استفاده هوشمندانه از این ابزار قدرتمند تأکید دارد. ایشان به صراحت فرمودند، در این حوزه کم کاری شده و لازم است حرکت جدی و هدفمند شکل بگیرد. همچنین با تأکید بر اینکه تعداد زیاد آثار تولیدی به خودی خود اهمیت ندارد، بلکه کیفیت و تأثیرگذاری بر مخاطب بسیار مهم است، یکی از نقدهای جدی به سینمای ایران را فقدان قصهپردازی قوی دانستند و بر لزوم تقویت بنیان روایی تأکید کردند. در عرصه بینالملل نیز ایشان سینما را ابزاری برای معرفی چهره واقعی ایران به جهان و مقابله با تهاجم فرهنگی میدانستند، اما معتقد بودند در تولید آثار با قابلیت نمایش در سطح بینالمللی موفق نبودهایم.
نمونه بارز این عقبماندگی، خبر ساخت فیلم «عملیات خشم حماسی» به کارگردانی مایکل بی است. این فیلم روایتگر عملیات جستوجو و نجات دو خلبان جنگنده اف-۱۵ آمریکاست که فروردین ماه ۱۴۰۵ در پی تجاوز نظامی آمریکا به ایران سرنگون شدند. مایکل بی با همکاری مستقیم ارتش آمریکا به سراغ روایتی میرود که در آن ایران به مثابه سرزمین دشمن بازنمایی میشود. کتاب مرجع این فیلم هم قرار است سال ۲۰۲۷ میلادی منتشر شود؛ یعنی پیش از آنکه شاید اصلاً فرصتی برای پاسخ روایی در سینمای ایران وجود داشته باشد.
رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز سالها پیش بر این ضرورت تأکید داشتند و با نگاهی راهبردی، سینما را «سنگر اصلی مقابله با جنگ نرم» و کلید پیشرفت کشور دانستند
نکته تأملبرانگیز در اینجا، نه ماهیت فیلم که سرعت و دقت هالیوود در تبدیل رویدادی چندماهه به محصول فرهنگی قابل عرضه در بازار جهانی است. در حالی که هنوز گرد و غبار آن حادثه بر زاگرس فرو ننشسته، فیلمنامه در حال نگارش است، هماهنگی با ارتش آمریکا برای واقعگرایی انجام شده است و شبکه توزیع جهانی برای نمایش آماده میشود. در مقابل، سینمای جنگ ایران چه در حوزه دفاع مقدس و چه در بازنمایی رویدادهای اخیر همچنان گرفتار الگوهای تکرارشونده، ضربآهنگهای کند و خروجیهایی است که بیشتر به رفع تکلیف شباهت دارند. آثاری که بودجههای هنگفت را میبلعند، اما در جشنوارههای بینالمللی حضوری کمرنگ دارند.
برای پر کردن این جای خالی، رهبر شهید انقلاب نقشه راهی روشن ارائه دادند؛ ساخت آثاری که هم از نظر ساختاری و هنری در بالاترین سطح باشد و هم از نظر محتوایی در شأن ارزشهای انقلاب اسلامی باشد و این مهم، یعنی ساخت آثاری به دور از شعارزدگی و تأکید جدی بر مفاهیم دینی و ارزشی آن هم غیرمستقیم و هنرمندانه، استفاده از ظرفیتهای هنری و زیباییشناسی و حمایت از تولید آثار راهبردی با نگاه جهانی، مانند ساخت فیلمهایی درباره شخصیتهای اثرگذار تاریخی.
آثار شاخص سینمای دفاع مقدس مانند «موقعیت مهدی»، «بادیگارد» یا حتی آخرین تولیدات قابل توجه مانند «خدای جنگ» که درباره شهید حسن تهرانی مقدم و تولد نیروی موشکی ایران در دوران جنگ تحمیلی ساخته شده، هرچند در فضای داخلی با استقبال نسبی قابل قبولی روبهرو میشوند اما باز هم از دید منتقدان در جلوههای بصری و روایتپردازی، قابل رقابت با محصولات هالیوودی برای رقابت و پاسخ به جنگ روایت ها نیستند.
آثاری مانند «سینما متروپل» ساخته محمدعلی باشهآهنگر نشان میدهد سینمای ایران میتواند با رویکردی انسانی و چندبعدی به جنگ، فراتر از کلیشههای معمول عمل کند. این فیلم با تمرکز بر بازگشایی یک سینمای متروکه در آبادان محاصرهشده، به نمادی از مقاومت در برابر یأس و تباهی تبدیل شده و نقش هنر را در تاریکترین لحظات تاریخ به تصویر میکشد و به جای تمرکز صرف بر جنبههای حماسی، به عمق روانشناختی و فرهنگی شخصیتها و جامعه درگیر جنگ می پردازد و حتی نسل جوان هم جذب میشود.
این جای خالی نه فقط در تولید، که در نحوه روایت و توزیع این روایتها در عرصه جهانی به وضوح احساس میشود. «تاریخ را بنویسید قبل از اینکه دیگران برای شما تاریخ را روایت کنند.» اگر ما روایت درستی از جنگها و مقاومتهایمان نسازیم، به زودی فیلمهایی خواهیم دید که ایران را متجاوز و جنایتکار جنگی نشان میدهند. کسی که نخستین بار روایت میکند، برنده است.
21 شهریور، روز ملی سینما صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه آیینهای تمامنما برای بازشناسی هویت و امنیت ملی است. در شرایطی که سینمای دفاع مقدس به عنوان گنجینهای از حماسه و سرمایهای اجتماعی، نیازمند احیای دوباره و عبور از کلیشههای تقلیدی است، تهدیدات سینمایی غرب با طرح روایتهای جعلی، ضرورت تولید یک سینمای گفتمانی کارآمد را دوچندان میکند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز سالها پیش بر این ضرورت تأکید داشتند و با نگاهی راهبردی، سینما را «سنگر اصلی مقابله با جنگ نرم» و کلید پیشرفت کشور دانستند.
سریال «سیلو» و فیلم «عملیات خشم حماسی» تنها دو نمونه از صدها محصول رسانهای هستند که با بودجههای کلان و همکاری مستقیم نهادهای نظامی آمریکا، به جنگ روایتها علیه ایران مشغولاند. در مقابل، سینمای ایران همچنان در تولید آثار بینالمللی در گونه های اکشن و جنگی با ضعفهای ساختاری و محتوایی مواجه است.
تجربه آثاری مانند «سینما متروپل» نشان میدهد سینمای ایران ظرفیت تولید آثاری عمیق، انسانی و چندلایه درباره جنگ دارد. این روز فرصتی است برای تجدید عهد با سینمای اصیل و متعهد و بازتعریف نقش آن در سنگر مبارزه با هژمونی روایتهای دشمنان. سینمای ایران در این نبرد، نه به کمیت که به عمق باور و قدرت تحلیل نیاز دارد تا همچون گذشته، «از کرخه تا راین» روایتگر حقیقت باشد و در عرصه جهانی، روایت متقابلی از استقلال، مقاومت و هویت ایرانی ارائه دهد.